قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 12

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

درين بين پاسبان ديگرى مسلح وارد شد . يقين [ كردم ] مرا مىخواهد براى استنطاق ببرد . سرگيجهء من شدت كرد . . . اين پاسبان هم پس از آن‌كه بربر مدتى به من نگاه كرد . . . مشغول كندن لباس براى استحمام شد . من نفس راحتى كشيده و دود سيگار خود را لوله لوله به فضاى دالان پراكندم . » ( ص 7830 ) عين السلطنه با وجود فشار و زور و استبداد و سانسور جائى مىنويسد : « اين اقتدار امروز اعليحضرت پهلوى است كه دارد همه مشكلات را آسان مىكند و موهومات را از بين مىبرد . . . به حمد اللّه امنيت هم موجود است . ايرانى تا علم و هنر و تربيت ندارد بايد يك نفر او را اداره كند . سرنوشت ايرانى همين است و تا بوده چنين بوده . چطور چند سال پيش جلوى آنها را ول كردند چه به روز همديگر آوردند . همانها هم حالا در قيد حياتند ليكن جرأت فضولى را ندارند و همجنسان آنها راحت مىباشند . . . » ( ص 7788 ) اين مضمون را يكى دوبار ديگر هم در خلال مطالبى كه مربوط به بىنظمى و اغتشاش است بيان كرده است . مىدانيم عين السلطنه از آغاز بروز كودتا و پس از آن رياست وزرائى و زمزمهء جمهورى سردار سپه و سپس سلطنت او موافقتى با هيچ‌يك از آن جريانها نداشت . بطور كلى پاىبند ادامهء حكومت سلسلهء قاجار بود . اما چنان كه ديديم در طول سلطنت رضا شاه به مناسبت ارعاب و وحشت فوق تصورى كه ايجاد شده بود جرأت بروز دادن مطالب دلخواه نداشت . حتى براى آنكه دفاتر خاطراتش كه مملو از مخالفت با سردار سپه است و بالمآل خودش از خطر احتمالى مصون بماند در چهارم مهر 1318 يادداشتى در دفتر خود نوشت كه خواندنى است : « پس از چهارده سال گرفتارى فوت پدر و ساير مشقات [ كه ] مرا از درج يادداشتهاى خود بازداشت اينك به اين مختصر مىخواهم متمم آن را بنويسم ، يعنى نه ذكر آنچه درين مدت واقع شده . زيرا من ديگر قوه و قدرت آن هم نوشتن وقايع را ندارم . متن آنچه در اين مجلد و مجلدات سابق وقايعى نوشته‌ام همگى راست و عين واقع بوده . البته هر كس چنين عزمى بكند لازمه‌اش همانهاست كه واقع بايد بشود . « فلك كى دهد مملكت رايگانى » ( يعنى رضا شاه با عزمى كه كرده بود آنچه لازم بود انجام داد ) . فقط از اشتباه و نيّت خودم نسبت به اعليحضرت پهلوى استغفار و [ طلب ] غفران و بخشايش مىطلبم ، خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم » . ( ص 7845 ) مىتوان گفت كه يكى از مرجحات خاطرات عين السلطنه به اين ملاحظه است كه با چند جريان مخالف بوده و طبعا عقايد و نظرهاى مخالفان را در يادداشتهاى خود منعكس كرده است . ما در مآخذى كه معمولا موافق جريانهاى وقت بوده‌اند به اين‌گونه مطالب كمتر دسترس داريم . او مخالف مشروطه بود . او مخالف عزل محمد على شاه